آشنایی با بیت در فیلمنامه نویسی – نحوه ایجاد یک بیت شیت در ۱۲ مرحله
آشنایی با بیت در فیلمنامه نویسی – نحوه ایجاد یک بیت شیت در ۱۲ مرحله
فیلم ها و سریال های تلویزیونی هم مثل همه داستانها، از لحظاتی تشکیل شدن که برای ایجاد یک کل منسجم در کنار هم قرار میگیرن . در هر صحنه ، تعدادی «ضربه یا بیت» وجود داره که در اون ، یک احساس به احساس دیگری تبدیل میشه و کنش دراماتیک هم در واکنش به اون تغییر میکنه . در فیلمنامه ، بیت کوچکترین واحد اندازه گیریه .
فهرست مطالب :
-
بیت (Beat ) چیست؟
-
۴ نوع بیت داستانی
-
بیت شیت (Beat Sheet) چیست؟
-
نحوه نوشتن بیت شیت در ۱۲ مرحله
-
چطور باید Beat Sheet رو قالب بندی کنید؟
-
یکی دیگر از انواع بیت در فیلمنامه : مکث
-
میخواید فیلمنامه نویس بهتری بشید؟
بیشتر بدانید : مستر کلاس آرون سورکین
بیت (Beat ) چیست؟
بیت یا ضربه در یک فیلمنامه تلویزیونی یا سینمایی، لحظه ایه که داستان رو پیش میبره و بیننده رو وادار می کنه تا به چیزی که ممکنه بعدا اتفاق بیفته خوب فکر کنه . هر صحنه ممکنه از چند بیت مختلف تشکیل شده باشه . برخی از ضربات داستانی نامحسوسند، در حالی که برخی دیگر واضح هستند.
۴ نوع بیت داستانی :
بیت ها میتونن به لحظات احساسی یا نقاط عطف مختلفی اشاره داشته باشند . از جمله بیت هایی که ممکنه در فیلمنامه ها پیدا کنید میشه به این موارد اشاره کرد :
-
مناسبت ها : از مهمانی های فارغ التحصیلی و جشن های پرام (Prom) گرفته تا مبارزات و مسابقات بوکس، گردهمایی ها و رویدادهای اجتماعی بزرگ فرصت های زیادی رو برای شخصیت ها فراهم می کنند تا نظرات یا خواسته های خودشون رو بیان کنند ، با شخصیت های فرعی تعامل داشته باشند و پیرنگ “هم در داستان اصلی و هم در خارج از اون ” توسعه پیدا کنه .
-
لحظات کشف حقیقت : این لحظات اغلب لحظات کوتاه ، ظریف و آرامی هستند که پس از ایجاد زمینه سازی در طی داستان رخ میدن . شاید کاراکتر یک حرکت یا نگاه از کسی ببینه که همون ، خیانت بهترین دوستش رو فاش کنه ، یا متوجه بشه که یه دلیلی وجود داره که مدام در درخواست ترفیع شغل رد میشه . لحظات درک حقیقت به شخصیت ها کمک می کنند تا بر اساس اطلاعاتی که دارند تصمیم بگیرند.
-
تصمیم برای تغییر : این بیت داستانی معمولاً در اوایل داستان ظاهر میشه و از تمایل شخصیت برای تغییر وضعیت موجود یا انجام یک آزمایش نشات میگیره . فیلم «چطور یه مرد رو در ۱۰ روز از دست بدیم» ، نمونه بارز اینه که چطور یک تصمیم ساده در اول فیلم ، روی کل داستان تأثیر میذاره : اندی اندرسون (کیت هادسن) قهرمان داستان، برای ستون مشاوره روزنامه اش تصمیم جدیدی می گیره و اون اینه که مردی رو ظرف ۱۰ روز از خودش دور کنه .
-
تعاملات : یک کاراکتر در طول مسیر خودش ، با دوستان و آنتاگونیست هایی ملاقات می کنه، شخصیت هایی که کشمکش و ابعاد بیشتری به داستان میبخشند . از تعاملات مهم میشه به این مثال اشاره کرد ، (مثلاً یک قهرمان که در نبرد نهایی با شرور داستان روبرو میشه) .کنش و واکنش ، بیت داستانی مهمیه که طرح داستان رو شکل میده. گفتگوها نیز در این دسته قرار می گیرند: حتی دیالوگ های به ظاهر جزئی، مثل بحث یک نوجوان با پدرش بر سر مقررات منع آمد و شد در خونه، که همین ، میتونه نتیجه بقیه داستان رو رقم بزنه.
بیت شیت (Beat Sheet) چیست؟
“برگه ضربه” یا بیت شیت ، نوعی طرح کلی یا اوت لاین در فیلمنامه است : لحظات مهم یک اپیزود یا یک فیلم بلند رو مشخص می کنه و آنچه باید در هر بخش از داستان اتفاق بیفته رو مرتب می کنه. بیت شیت لحظات عاطفی مهم یک داستان رو میچینه ، چون در طرح کلی فیلمنامه ( اوت لاین ) اون لحظات در گسترش صحنه ها، چینش و جزئیات خاص نقش مهمی دارند .
روشهای مختلفی وجود داره که میتونید برای ایجاد یک بیت شیت ازشون استفاده کنید:
-
یک برگه کاغذ رو به سه بخش (برای یک فیلمنامه بلند سه پرده ای ) یا پنج بخش (برای یک فیلمنامه تلویزیونی پنج پرده ای) تقسیم کنید.
-
از یک تخته وایت برد برای ترسیم بیت های داستانی خود استفاده کنید.
-
هر بیت رو روی یک برگه بنویسید، سپس اون رو روی یک تخته چوبی سنجاق کنید یا روی میز بچینید.
-
برای ایجاد و مرتب کردن بیت های خود از نرم افزارهای نویسندگی فیلمنامه در یک برنامه کامپیوتری مانند Final Draft استفاده کنید.
به طور کلی، فیلمنامه های بلند تقریباً ۱۵ بیت اصلی داستانی دارند. کمدی ها به طور معمول حدود ۹۰ صفحه هستند در حالی که درام ها معمولاً حدود ۱۲۰ صفحه هستند. تعداد بیت ها رو بر تعداد صفحات تقسیم کنید، و حس خوبی از ریتم داستان خود خواهید داشت.
نحوه نوشتن بیت شیت در ۱۲ مرحله :
هر فیلمنامهنویس ، متد بیت شیت نویسی متفاوت خودش رو داره ، اما به طور کلی، هدف از این کار اینه که داستانتون رو به سه یا پنج پرده تقسیم کنید و اون رو با بیت های هر پرده پیش ببرید . اینجا ۱۲ بیت داستانی رو آوردیم که میتونید در بیت شیت خودتون اعمال کنید :
-
تصویر آغازین : توضیح کوتاهی از اولین لحظه یا رویدادی که تماشاگر قراره ببینه . تلاش کنید یک صحنه آغازین هیجان انگیز داشته باشید ،صحنه ای که تماشاگر رو به سمت خودش بکشه و جَو داستانی که قراره روایت کنید رو تعیین کنه.
-
مقدمه : شخصیتها و محیط شما در یک یا چند بیت ، مشخص میشه . شخصیت اصلی کیه ؟ چی میخواد؟ چی داره مانع رسیدن بهشون میشه ؟
-
مضمون فیلم : فیلم شما درباره چیه ؟ این فرصت خوبیه که این رو به مخاطب نشون بدید .
-
رویداد آفرین: عاملی که باعث تغییر یا وقوع رویداد مهمی شود ، این لحظه ایه که در اون ، شخصیت اصلی یا فعالانه برای رسیدن به اهداف خودش برنامه ریزی می کنه یا مجبور میشه در مسیری که براش طراحی شده پیش بره. به شدید ترین اتفاقی که ممکنه برای شخصیتهای شما بیفته فکر کنید، اونو انجام بدید و از اونجا شروع کنید.
-
گفتمان : به هر حال ، حتی شخصیت های بزرگ هم شک و تردیدهای خودشون رو دارند. ممکنه شخصیت اصلی قبل از شروع سفر نیاز به گفتگو با شخصیتهای دیگر داشته باشه یا نیاز داشته باشه که یکم با خودش فکر کنه .
-
خط داستانی B: بهترین زمان برای معرفی یک پیرنگ ثانویه تقریباً نزدیک به پایان پرده اول است. چون مخاطب دیگه با شخصیت اصلی، دنیای اون و موقعیتش آشنا شده ، بنابراین احتمال زیادی داره که به اتفاقات دیگری که ممکنه بر داستان تأثیر گذار باشه هم توجه کنه . خط داستانی B اغلب پرده اول رو به پرده دوم می بره.
-
کاراکتر های جدید : همونطور که شخصیت اصلی در داستان پیش میره ، احتمالاً با شخصیت های دیگری ملاقات کنه که بهش کمک می کنند یا بهش آسیب می زنند. فرصت قرار دادن یک یا چند کاراکتر جدید که باید به نیمه اول پرده دوم برسند، به نویسنده این امکان رو میده که کشمکش رو عمیق تر کنه و تنش رو در روایت افزایش بده .
-
نقطه میانی : دقیقاً در نیمه داستان شما قرار داره . شخصیتها تصمیمات خودشون رو گرفتن و دیگه الان واقعیت داره آشکار میشه .
-
اتفاق بد : درست همون لحظه که به نظر میرسه کاراکتر اصلی به هدفش نزدیک شده ، اتفاقی رخ میده که پیشرفتش رو از مسیر خارج میکنه یا باعث میشه که مسیر زندگیش رو زیر سوال ببره . ممکنه احساس ناامیدی یا سردرگمی هم ایجاد بشه.
-
نقطه اوج : لحظه بزرگی که در اون ، کنش اوج میگیره و همه چیزهایی که قبلاً کاشتید بحرانی میشه . در یک فیلمِ اکشن متداول، نقطه اوج ممکنه یک صحنه تعقیب و گریز یا مبارزه بزرگ باشه. به طور خلاصه، نقطه اوج باید شخصیت اصلی شما رو درست در دسترس هدفش نشان بده.
-
آغاز مرحله پایانی داستان : هنگامی که شخصیت اصلی به هدف خودش رسید (یا کم آورد)، داستان شروع به خاتمه می کند. هر خط داستانی فرعی هم باید به پایان برسه.
-
پایان : صحنه آخری که تماشاگران خواهند دید. باید حسن ختامی بر مضمون داستان باشه و به مخاطب شما این حس رو بده که قهرمان شما در طول رویدادهای فیلم چه رشدی داشته و چی یاد گرفته .
چطور باید Beat Sheet رو قالب بندی کنید؟
شما میتونید بیت شیت خودتون رو به هر شکلی که میخواید قالببندی کنید و به همون اندازه که میخواید بهش توضیح اضافه کنید ، اما معمولش اینه که بیت شیت رو مختصر و واضح نگه دارید. به عنوان مثال، چند بیت اول یک بیت شیت ممکنه چیزی شبیه به این باشه :
-
صحنه آغازین : صفحه ۱٫ نمای وایدشاتی از شیکاگو که روی استر زوم میکنه ، استر ؛ زنی ۳۵ ساله است که وارد یک آپارتمان میشه ، به طور اتفاقی یک تماس تلفنی با شخصی که “خواهر ” سیو شده میگیره . بعد بی صدا شروع به گریه کردن می کنه .
-
مقدمه: صفحات ۳-۴٫ استر خارج از دفترشه و دستیارش نمیتونه از پس حجم کار بر بیاد .
-
رویداد آفرین : صفحات ۶-۸٫ تشییع جنازه در گورستانی فرسوده . خواهر استر به طرز مرموزی مرده. استر باید تصمیم بگیره که آیا شغلش به عنوان مدیر اجرایی قدرتمندی که در شیکاگو فعالیت میکنه رو ادامه بده یا به خونه برگرده تا از خواهرزاده هاش مراقبت کنه و بفهمه چه اتفاقی برای خواهرش افتاده .
یک بیت شیت کامل باید خلاصه کامل یک داستان رو ارائه بده . بیت شیت یک فایل کاربردیه ، نه یک فایل خلاقانه ، بنابراین نباید هیچ اطلاعاتی رو نصفه نیمه بده یا هیچ سوالی رو بی پاسخ بذاره . به عنوان مثال، در حین نوشتن بیت شیت، به جای نوشتن، «نقطه میانی: بتی با تصمیم سختی در مورد آینده اش روبرو می شود. او چه خواهد کرد؟» باید بگید: «نقطه میانی: بتی تصمیم میگیرد فرصت حضور در مدرسه باله را رها کند تا بتواند از مادر بیمارش مراقبت کند.»
یکی دیگر از انواع بیت در فیلمنامه: مکث
گاهی اوقات ممکنه کلمه بیت رو وسط متن فیلمنامه مشاهده کنید. این یک تکنیک فیلمنامه نویسی متفاوته ، که با “بیت ” به عنوان یک لحظه مهم در داستان ارتباطی نداره . در این تکنیک، از کلمه “بیت” برای نشان دادن زمان مکث در دیالوگ یا کنش استفاده میشه .
این مکث اغلب در توضیح صحنه یا دیالوگ ظاهر میشه . برای مثال:
کوین – پس میخوای چیکار کنی؟
شارلوت – تنها کاری که میتونم انجام بدم .
شارلوت از پنجره آپارتمان به بیرون خیره شده است. مکث
شارلوت – وقتشه که بدونه مادر واقعیش کیه .
همچنین ممکن است کلمه beat رو در یک پرانتز در وسط یک دیالوگ مشاهده کنید:
کوین – پس میخوای چیکار کنی؟
شارلوت – تنها کاری که میتونم انجام بدم .
(مکث)
وقتشه که بدونه مادر واقعیش کیه .
فیلمنامه نویس از این تکنیک برای کمک به خواننده فیلمنامه استفاده میکنه تا بتونه صحنه رو تو ذهنش تصور کنه . همچنین، نویسنده ممکنه این مکث ها رو در فیلمنامه بگنجونه تا به بازیگرا کمک کنه تا دیالوگ هاشون رو همانطور که مد نظر هستش ادا کنند.
خیلی از فیلمنامه نویسان برای به حداقل رسوندن سردرگمی ، زمانی که میخوان لحظه ای مکث در فیلمنامه داشته باشند،ترجیح میدن به جای بیت ، همون بنویسن ، «مکث» .
دیدگاهها (0)