سینما اسکولز

اثر کولشوف چیست ؟ آشنایی با اهمیت تدوین فیلم

اثر کولشوف چیست ؟ آشنایی با اهمیت تدوین فیلم

هنگامی که فیلمسازان برای اولین بار در اواخر دهه ۱۸۰۰ و اوایل دهه ۱۹۰۰ میلادی شروع به ساخت فیلم کردند، تدوین فیلم یک بخش صرفاً کاربردی در این فرآیند بود. ابداع اثر کولشوف یا با تعبیر درست‌تر ، پدیده‌ی کولشف، تدوین فیلم را به یک فرم هنری ارزشمند با پتانسیل های بی پایان برای خلاقیت تبدیل کرد.

 

فهرست مطالب :

  • اثر کولشوف چیست؟
  • خاستگاه اثر کولشوف
  • آلفرد هیچکاک و اثر کولشوف
  • نحوه استفاده از اثر کولشوف در فیلم
  • چرا اثر کولشوف هنوز مهم است ؟

 

اثر کولشوف چیست؟

اثر یا جلوه کولشوف یک نظریه سینمایی بود که توسط فیلمساز شوروی ، « لف کولشوف » مطرح شد. این پدیده که در واقع اتفاقی ذهنی است نشان می‌دهد که چطور مخاطب میتواند بسته به شکل سرهم بندی نماها و توالی قرارگیری آن ها در مونتاژ ،  برای هرکدام معناسازی کند و آن ها را درک کند.
این آزمایش به کارگردان‌ها و تدوینگران نشان داد که مدت زمان نما، حرکت ها، برش‌ها و مجاورت نماها در کنار هم ، از جمله تکنیک‌های فیلم‌سازی هستند که می‌توانند از نظر احساسی بر تماشاگران تأثیر بگذارند.

 

خاستگاه اثر کولشوف :

« لف کولشوف » یک فیلمساز روسی بود که در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به عنوان فیلمبردار فیلم های خبری فعالیت می کرد. او پس از انقلاب روسیه ، کارگاه کولشوف را تأسیس کرد، شاخه ای از مدرسه فیلمسازی مسکو که دانشجویان علاقه مند به کنار زدن محدودیت ها و آزمایش تکنیک های خلاقانه تدوین را جذب می کرد.
کولشوف حین تدریس در مدرسه فیلمسازی مسکو ، آزمایشی را انجام داد تا نشان دهد چگونه می‌توان تفسیر بیننده از حالت چهره یک شخصیت را از طریق کنار هم قرار دادن تصویر بعدی تحت تأثیر قرار داد.
او یک کلوزآپ از چهره بی حالتِ یکی از بازیگران فیلم صامت دوران حکومت تزاری روسیه، « ایوان موزژوخین » را به همراه سه پلان متفاوت ، یکی درمیان کنار هم تدوین کرد .
اولین پلان یک کاسه سوپ بود ، دومین پلان تصویر کودکی مرده در تابوت  و سومین پلان ، تصویر زنی بود که روی مبلی دراز کشیده . سپس کولشوف هر کدام از این پلان ها و ترکیبش با تصویر مرد بی روح را جدا جدا به سه مخاطب نشان داد و از بینندگان خواست برداشت خود از آنچه مرد به آن فکرمیکنند را بگویند .
تماشاگرانی که تصویر کودک مرده را در ترکیب با چهره بی حالت مرد دیده بودند این عقیده را داشتند که حالت مرد حکایت از اندوه عمیق او دارد.
وقتی تصویر بشقاب سوپ را دیدند،  حس درونی مرد را به گرسنگی تعبیر کردند و هنگامی که با تصویر زن دراز کشیده روبرو شد،  تصور کردند که مرد ، با یک حس شهوت گونه مواجه شده .
در حقیقت ، حالت چهره مرد در هر سه قطعه فیلم یکسان بود، اما اینکه مخاطبان چطور حالت چهره‌اش را – با احساسات غم ، گرسنگی یا شهوت – تفسیر کردند، کاملاً به تصویری که در پی تصویر می‌آمد بستگی داشت .
از آن زمان به بعد، فیلمسازان توانستند به صورت نظری توضیح دهند که چطور مخاطبان حالات چهره یک بازیگر را بر اساس بافت بزرگتر هر صحنه تفسیر می کنند.

آلفرد هیچکاک و اثر کولشوف :

سال‌ها پس از اینکه کولشوف این آزمایش سینمایی را انجام داد و این نظریه را ابداع کرد ، آلفرد هیچکاکِ کارگردان ، اثر کولشوف را در مفهومی که آن را «سینمای ناب» می‌نامید، به کار برد که شامل سه پلان بود:
  • نمای نزدیک ( کلوز آپ )
  • نمای نقطه نظر به اختصار (POV  )
  • نمای واکنشی ( ری اکشن شات )
افزودن نمای واکنشی ( ری اکشن شات )  توسط هیچکاک این را برای مخاطب روشن می‌کند که کاراکتر درباره چیزی که دیده ، چه فکری می‌کند یا چه احساسی دارد.
در مصاحبه با هیچکاک در سال ۱۹۶۴ در برنامه تلویزیونی  تلسکوپ، او نگرش خود در مورد داستان‌گویی سینمایی را به اشتراک گذاشت و بحث را با نمونه ای از سینمای ناب به پایان رساند :
تصویر کلوزآپی از خودِ هیچکاک که به جایی زل زده را در کنار یک نمای نقطه نظر از یک خانم با یک نوزاد تصور کنید. احساسات این کاراکتر نسبت به تصویری که از این مادر میبیند ، تا زمانی که نمای واکنشی نشان داده نشده مبهم است .
وقتی نمای واکنشی ظاهر می شود و نشان میدهد حالت چهره او به لبخند تغییر میکند ، مخاطب به این نتیجه می رسد که او مردی مهربان و دلسوز است.
حالا اگر نمای نقطه نظر را عوض کنید و جای آن یک نما بگذارید که انگار در آن ،  هیچکاک دارد به زنی با لباس بیکینی نگاه میکند ،  این بار تماشاگران او را به چشم یک پیرمرد هیز میبینند!

 

نحوه استفاده از اثر کولشوف در فیلم :

اثر کولشوف شیوه فیلمسازی فیلمسازان مدرن را تحت تاثیر قرار می‌دهد
واکنش های مهم در فیلمنامه را یادداشت کنید. اگر دارید یک فیلمنامه مینویسید ، این فرصت را برای کاراکتر های خود ایجاد کنید که به هر بخش مهم دیالوگ ها واکنش نشان دهند تا احساسات، باورها و جهان بینی آن ها برجسته شود. این واکنش ها در تدوین بسیار ارزشمند خواهد بود.
از نمای کلوزآپ برای ری اکشن شات ها استفاده کنید
کارگردان‌ها از کلوزآپ‌ برای تمرکز بر چهره یک شخصیت استفاده می‌کنند ، تا واکنش احساسی آن‌ها را برجسته کنند، که متقابلاً به مخاطب هم دیکته میکند که باید در مورد کنش روی پرده سینما چه احساسی داشته باشد.
احساسات را در پس تولید هم برجسته کنید
وجود تعداد زیادی کلوزآپ‌ قوی و ری اکشن شات ،این آزادی را به تدوینگران می‌دهد که صحنه‌ها را به گونه‌ای کنار هم بچینند که بیننده را به سمت یک احساس خاص هدایت کند.
اینجا درمورد فرآیند پس تولید بیشتر بخوانید.

 

چرا اثر کولشوف هنوز مهم است ؟

نظریه کولشوف در زمان خودش به عنوان اولین نظریه ای که اهمیت کنار هم قرار گرفتن نماها را نشان می‌داد انقلابی به پا کرد .
یک فیلمبردار می تواند یک صحنه را به خوبی نورپردازی کند ، یک بازیگر می تواند اجرای بی عیب و نقصی داشته باشد ولی بدون کنار هم قرار دادن مناسب نماها، آن صحنه همچنان ممکن است احساسات را با موفقیت منتقل نکند!!
امروزه، اثر کولشوف به فیلمسازان، به خصوص تدوینگران، یادآوری می‌کند که موقعیتی که چهره یک بازیگر در آن ظاهر می‌شود بر نحوه تفسیر از آن چهره تأثیر می‌گذارد.
تدوین چیزی فراتر از کنار هم قرار دادن نماها برای روایت کردن یک داستان است. تدوین کردن یعنی انتخاب دقیق نماها و زوایا به صورتی که برداشت مخاطب از داستان را تحت کنترل خود داشته باشد .
چیزی به سادگی یک ری اکشن شات یا یک نمای کلوزآپ می تواند تفاوت عظیمی در نحوه تفسیر و برداشت مخاطب از کنش و معنای یک فیلم ایجاد کند.

دیدگاه‌ها (0)

*
*

پیشنهاد شگفت انگیز : 50 درصد تخفیف برای سفارش های بالای 500 هزار تومانکلیک کنید
+