-
تاریخچه کامل جلوه های ویژه (همراه با زیرنویس فارسی)
1 × 390,000 تومان ×
مجموع: 390,000 تومان
ما برگشتیم! امسال مایک روگنتا درباره تئاتر و درام به شما آموزش میده. آیا عضو کلوپ درام هستی؟ میخوای درباره تاریخ تئاتر بدونی؟ شاید بخوای کمی تاریخ تئاتر یاد بگیری؟ یا کلی خوش بگذرونی؟ این سری برای توئه! در طول سال آینده، ما درباره تاریخ و کارکردهای هنرهای دراماتیک با هم یاد میگیریم. زمان خیلی خوبی خواهد بود، با درام خیلی کم. البته که همهاش درامه. پارادوکس رو در آغوش بگیرین، بچهها.
مشاهده نمونه درس هایی از این دوره آموزشی :
Crash Course Theater and Drama
به دوره کرش کورس تئاتر با مایک روگنتا خوش اومدید! این هفته، در هفته آغازین ما، دو تا سوال کلاسیک درباره تئاتر رو میپرسیم. ۱. تئاتر چیه؟ و ۲. آیا به این صورت نوشته میشه -re یا -er؟ خوب، یه سرنخ برای سوال دوم تو عنوان ویدیو هست. سوال اول یکم پیچیدهتره. ما به بعضی از تعاریف تاریخی تئاتر نگاه میکنیم و بررسی میکنیم که مردم در زمانها و مکانهای مختلف چطوری به تئاتر فکر کردن.
این هفته در دوره فشرده تئاتر، مایک جوری رفتار میکنه که انگار تئاتر از یونان شروع شده. خب، برای تئاتر غربی، این درسته. قدیمیترین درام ثبت شده در غرب در آتن بهوجود اومد، و این نمایشهای اولیه از مراسمهای مذهبی بیرون اومدن. یعنی، از پرستش دیونیزوس، خدای شراب، باروری، و جنونِ آیینی، تکامل پیدا کردن. درسته. من گفتم جنون آیینی.
ارسطو. اون خیلی میدونه، درسته؟ و اگر بخوای به ارسطو باور داشته باشی، باید به تمام مکانیکهای تراژدی که مایک میخواد بهت بگه، باور کنی. این هفته، ما به قوانین ارسطو برای عناصر پایهای تئاتر نگاه میکنیم و چطور میشه از اونها برای ایجاد کاتارسیس، یعنی رهایی احساسی که از تراژدیهای روی صحنه به وجود میاد، استفاده کرد. میدونی که کاتارسیس رو دوست داری.
آماده خنده باشید، چون این هفته ما به عمق کمدی یونانی میریم. اما واقعاً، شاید خیلی هم آماده خنده نباشید. سلیقه در شوخی در طی دو هزار سال گذشته کمی تغییر کرده. تو حتماً قبلاً درباره تراژدیهای یونانی میدونی، با هارمارتیا و کاتارسیس و این چیزا آشنایی . امروز میخوایم ببینیم کمدی یونانی چطور از این تراژدیها تکامل پیدا کرده، اول به عنوان نمایشهای ساتیر و بعداً به عنوان کمدیهای کامل. پس بیاید. چند تا جای باحال و خنده دار هم در کار هست، قول میدم.
امروز، مایک روگنتا شما رو به آغازهای تئاتر یونانی باستان میبره و به توسعه تئاتر رومی میرسه. که، به نظر میاد، خیلی شبیه تئاتر یونانیه. چون رومیها واقعاً عاشق یونانیها بودن، نمایشهاشون رو بر اساس یونانیها طراحی کردن.
در اینجا مایک به تئاتر روم باستان میپردازه. همهاش که گلادیاتورها و کشتن مسیحیها نبوده ، میدونی. تئاتر هم بوده. درام رومی به شدت از درام یونانی الهام گرفته. انقدر که خیلی از داستانها و شخصیتها بهطور مستقیم از نمایشهای یونانی کپی شده. این بار، شما درباره پلوتوس، ترنس، و سنکا و اینکه چقدر به مناندر مدیونن، یاد خواهید گرفت.
تئاتر باستانی سانسکریت یکی از قدیمیترین سنتهای تئاتریه، و به لطف باراتا مونی و رسالهاش درباره تئاتر، یعنی ناتیاشاسترا، میتونیم اطلاعات زیادی دربارهاش بدونیم، از حرکات ابرو تا حرکات سوراخهای بینی. این هفته درباره درام باستانی هند و ارتباطش با مهابهاراتا و رامایانا یاد میگیریم.
وقتی امپراتوری روم سقوط کرد، تئاتر هم سقوط کرد. اگه کسی از رومیها و بازیگرها بیشتر متنفر باشه، اونها مسیحیهای اولیه هستن. هر چه مسیحیت در غرب صعود کرد، تئاتر هم رو به افول رفت. اما نگران نباشید. این پایان داستان نیست. تئاتر دوباره برمیگرده و به بهترین شیوه زیرزمینی، از طریق مراسم کاتولیک برمیگرده!
آخرین باری که تئاتر را دیدیم، داشت به آرامی به غرب برمیگشت، با کمی درام در مراسم عید پاک. در این قسمت، درباره روزویتا، راهبه خفن قرن دهم از نیدرزاکسن صحبت میکنیم که شاید اولین نمایشنامهنویس دوران جدید تئاتر بود. او کمدیهایی با پیام اخلاقی نوشت و بر روی چهرههای بزرگ آینده مثل هیلدگارد بینگنی تأثیر گذاشت.
مدتی بعد از اینکه درام دوباره در خانههای غیرمحتمل کلیساهای اروپایی ظاهر شد، کلیسا دوباره اعلام کرد که تئاتر را دوست ندارد. بنابراین، صحنه درام در حال رشد به بیرون از خانههای کلیسا پرتاب شد. بنابراین، اونها شروع به برگزاری نمایشها در فضای باز کردند. امروز درباره نمایشهای رمز و راز یا میستری، نمایشهای سایکل یا مذهبی ، واگنهای سیار و چگونگی انتقال تئاتر قرون وسطایی اروپا از یک پدیده مذهبی به یک پدیده سکولار صحبت خواهیم کرد.
این هفته در دوره تئاتر، مایک شما رو به ژاپن میبره تا نگاهی به تئاتر نو بندازید. نو و همتای اون کیوگن از معتبرترین اشکال تئاتر در ژاپن هستند و هنوز هم امروزه اجرا میشن. امروز یاد میگیرید که نوه از رقصهای سنتی شینتو رشد کرده، تئاتر نوه چه شکلیه و تماشاگران در روزهایی که صندلیهای تئاتر از فوم حافظه وجود نداشت، چطور تونستند ۸ ساعت در یک اجرا بنشینند. (نکته: بخاطر کیوگن بود)
این هفته، ما به ایتالیا میریم تا درباره یک رنسانس صحبت کنیم. قرون وسطی به پایان رسیده و وقتشه درباره شکوفایی هنر و انسانگرایی در سراسر اروپا صحبت کنیم. نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، معماری و نمایشهایی با جوکهای زشت در بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ در حال شکوفایی بودند و ما قراره درباره جنبههای تئاتری این شکوفایی که در ایتالیا اتفاق افتاد، آموزش ببینیم.
رنسانس دیر به انگلیس رسید، به خاطر یک جنگ صدساله که طولانی شد و ۱۱۶ سال طول کشید، و بعد هم یک جنگ داخلی برای مشخص کردن خانواده سلطنتی. اما بعد از همه اینها، با تودورها (به نسبت) به طور امن بر روی تخت نشسته بودند، شکوفایی انسانگرایی، علم و فرهنگ آغاز شد. تئاتر بخشی بزرگ از اون بود. امروز درباره صحنه تئاتر لندن و نمایشنامهنویسهایی که صحنه رو برای مرد اصلی تئاتر انگلیسی، ویلیام شکسپیر، آماده کردند، صحبت میکنیم.
این داستان چگونگی ورود یک جوان انگلیسی به نام ویلیام شکسپیر به صحنه تئاتر لندن در اواخر قرن شانزدهم است، و نوشتن تعدادی نمایش و شعر که قدرت ماندگاری خوبی داشتهاند. ما درباره آغازهای شکسپیر، خانوادهاش و چگونگی ورود اون به تئاتر یاد خواهیم گرفت.
تراژدیهای شکسپیر…تراژیک بودند. اما در عین حال جوکهایی هم داشتند. همچنین نحوه نوشتن تراژدیها رو تغییر دادند. شخصیتهایی مثل هملت، مکبث و پادشاه لیر پایان تراژیک داشتند، اما در بسیاری از جنبهها شخصیتهای همدلیبرانگیز بودند. این یک تغییر بزرگ از نحوه نوشتن تراژدیها توسط سنکا و یونانیها بود و مورد استقبال قرار گرفت.
این هفته ادامه بحثمون درباره ویلیام شکسپیر رو داریم و به کمدیها و رمانهای اون نگاهی میاندازیم. همچنین درباره چیزی به نام نمایشهای انتقادی اجتماعی حرف میزنیم. برخی از نمایشهای اون انتقاد اجتماعی داشتند. همچنین، شلوار میپوشیم، به جنگل فرار میکنیم و درباره قهرمانان زن آثار شکسپیر صحبت میکنیم، که خیلی از اونها در این نمایشها قدرت بیشتری نسبت به زنان در تراژدیها داشتند.
این هفته در دوره تئاتر، شکسپیر مُرده. زنده باد شکسپیر. خوب، تئاتر انگلیسی، هرچند. در واقع، قرار هست که ممنوع شه. به هر حال، درباره اینکه تئاتر انگلیسی بعد از ۱۶۱۶ به کجا رفت صحبت میکنیم. درباره بن جانسون، تراژدیهای انتقامی و ماسکهای درباری صحبت خواهیم کرد.
تئاتر انگلیس فشار زیادی از سوی قدرتهای مختلف تحمل کرد، اما در قرن هفدهم، مجبور شد در برابر پیوریتنها به پنهان شدن بره. بیایید نگاهی بیندازیم به اینکه چگونه جنگ داخلی انگلیس، اعدام چارلز اول، و احیای سلطنت بر تئاتر انگلیسی تأثیر گذاشت. همچنین، نه اینکه بخوایم به موضوع بیاهمیت بپردازیم، اما زنان بالاخره در این اپیزود به صحنه انگلیس میرسند. علاوه بر این، کمدیهای دوران بازگشت واقعاً خفن هستند، پس تا انتهای این قسمت با ما باشید.
این هفته در دوره تئاتر، مایک و یوریک ما رو به اسپانیای زیبا میبرند و به عصر طلایی اون نگاه میکنند. اسپانیا در قرنهای ۱۶ و ۱۷ لحظه خاصی داشت. اونها یک امپراتوری بزرگ داشتند، فرهنگ واقعاً شکوفا بود و انسانگرایی در همه جا در حال ظهور بود، اما در عین حال تفتیش عقاید هم داشتند. به این دنیا نویسندگان پرکاری مثل فلیکس لوپه دو وگا و پدرو کالدِرون دِ لابارکا وارد شدند. و تعدادی نمایش نوشتند.
همه میدونند که برای ساخت تئاتر خوب، به یک سری قوانین نیاز دارید. این چیزی بود که فرانسویها در قرن هفدهم فکر میکردند. احیای نئوکلاسیسیسم فرانسوی دارای تعدادی نمایشنامهنویس بود که به دنبال رعایت یک سری قوانین بودند. به طور طبیعی، برخی از جالبترین نمایشهای اون دوران این قوانین رو شکستند. امروز درباره این قوانین صحبت خواهیم کرد و همچنین درباره راسین (که اونا رو رعایت کرد) و کورنی (که خیلی به قوانین اهمیت نداد) صحبت میکنیم.
این هفته در دوره تئاتر، مایک روگنتا درباره بزرگترین نمایشنامهنویس رنسانس فرانسه، مولیر به شما آموزش میده. ما کمی درباره طراحی تئاتر اولیه فرانسوی صحبت خواهیم کرد، و عشق پادشاه به تئاتر که لوئی سیزدهم و چهاردهم داشتند، و نگاهی به “تارتوف” مولیر در حباب فکر خواهیم داشت.
این هفته، به قاره آمریکا میریم تا درباره تئاتری که قبل از ورود اروپاییها وجود داشت، چگونگی تأثیر تئاتر اسپانیایی بر آن، و تأثیر سور خوانا اینس د لا کروز، راهبه اسپانیایی فوقالعاده و نمایشنامهنویس صحبت کنیم.
ما دوباره به ژاپن میریم، این بار در دوره ادو تا درباره تئاتر نو که دفعه قبل از مد افتاده بود، صحبت کنیم. اکنون، تحت حکومت شوگونها، چند نوع درام واقعاً جالب در صحنه وجود داره. کابوکی یک نوع جانشین برای نوه است، با داستانهای وحشیتر و عمل بیشتر. و بونراکو به شدت تئاتر عروسکی با شدت بالاست. مایک به شما میگه که چگونه ساموراییها در تماشای نمایشهای تئاتر بیشرمانه در ادو به دردسر افتادند.
این هفته به هند میریم تا درباره نمایشهای رقص تمام شب که به کشتن یک شیاطین (به طور مجازی) ختم میشدن یاد بگیریم: کاتاکالی! این تئاتر در منطقه کرالا هند به وجود اومده و داستانهای سنتی هندی رو با گریم فوقالعاده، حالتهای دست و حرکات رقص خاص روایت میکنه.
این هفته به چین میریم تا درباره ریشههای باستانی تئاتر اونجا یاد بگیریم. به روزهای اولیه تئاتر جادوگری نگاه میکنیم، توسعه تئاتر کلاسیک چینی و تکامل اپرای پکن رو بررسی میکنیم.
این هفته باز به انگلستان میریم تا درباره کمدیهای احساسی یاد بگیریم. خیلی خندهدار نبودن، اما قطعاً احساسی بودن. مردم انگلستان داشتن از عواقب بازسازی خود رو کنار میزدند و نمایشهای مبتذل جایی نداشتن. در واقع، برای خیلی از درامها جایی نبود چون فقط دو تئاتر مجوز داشتند که نمایشها رو اجرا کنند. قوانین و مقررات همه جا هستن، دوستان.
تئاتر در آلمان شروع کندی داشت، عمدتاً به این خاطر که آلمان تا زمانهای نسبتا اخیر واقعاً وجود نداشت. بعد از اینکه آلمان بالاخره به یک کشور متحد تبدیل شد، چند حرکت تئاتری خیلی مهم داشت. امروز درباره جنبش طوفان و تلاش و همچنین کلاسیکگرایی وایمار صحبت میکنیم. همچنین به کار بزرگترین نمایشنامهنویس آلمانی، گوته، میپردازیم و نمایشنامهاش “فاوست” رو در حباب فکری بررسی میکنیم.
در آستانه قرن ۱۸، مخاطبان آماده بودن که به تئاترهای خیلی، خیلی دراماتیک روی بیارن. مثل، درگیری یک سگ و یک مرد به نوعی دراماتیک. در لندن فقط دو تئاتر مجوز داشتن، اما کارآفرینان سرگرمی متوجه شدن که سرگرمیهای موسیقی تحت همان محدودیتها نیستن. بنابراین، تئاتر با همراهی موسیقی جانبی اختراع شد و ملودرام به دنیا اومد. و بعد با یک نوزاد دیگه عوض شد. و بعد روی ریلهای قطار بستندش، اما در آخرین لحظه نجاتش دادن. و الی آخر.
چراغها در آمریکا روشن میشه! این هفته به شمال آمریکا میریم. به سنتهای داستانگویی بومیان آمریکایی، تئاتری که اروپاییها از قرن ۱۷ به همراه آوردند، و چگونگی توسعه تئاتر قبل و بعد از جنگ انقلاب آمریکا نگاه میکنیم. همچنین، یک رقابت وحشتناک در بازی نقش “مکبث” که به شورش کامل تئاتری ختم میشه.
ما بحثمون درباره تئاتر آمریکای قرن نوزدهم رو با نگاهی به برخی از بخشهای ناراحتکننده گذشته تئاتری ایالات متحده ادامه میدیم. در قرن نوزدهم، نژاد و نژادپرستی به یک فرهنگ اجرایی منحصر به فرد و نگرانکننده کمک کرد که اونم به ایجاد و گسترش کلیشههای نژادپرستانهای که هنوز هم با ما هستن، کمک کرد. و فقط – برای اینکه خیلی روشن باشه – چیزهایی که دربارهشون صحبت میکنیم در این قسمت … سخت هستن. تصاویر ناراحتکنندهاند و خیلی از زبان به کار رفته … آزاردهنده است، به طور مختصر. بنابراین، فقط یک هشدار محتوایی جلوتر، تا بدونید چی در پیشه.
این هفته دوباره به اروپا میریم تا درباره رئالیسم و ناتورالیسم یاد بگیریم. در قرن نوزدهم، نمایشنامهنویسهایی مثل اوژن اسکریب، الکساندر دومای پسر و امیل زولا تئاتر فرانسه رو دوباره ساختند، اول با رئالیسم و بعد با ناتورالیسم. اینا چی هستن؟ تماشا کن و یاد بگیر.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، تئاتر به سرعت در اروپا در حال تکامل بود. کارگردانانی مثل جورج دوم، دوک دوکنشین ساکسن مایننگن (در آنچه الان آلمان است) تئاترها رو به اوجهای جدیدی از رئالیسم میبردن. روشهای جدید صحنهپردازی، بازیگری، ساخت دکور و حتی تمرین باعث میشد که نمایشها واقعیتر از همیشه بشن. این شیوهها به فرانسه با تئاتر رئالیسم آندره آنتوان رسید و از اونجا به سرتاسر اروپا گسترش پیدا کرد.
امروز شاهد یک مسابقه انتقامجویی اسکاندیناویایی هستیم . به چند تا از جنبشهای کلیدی در تئاتر اروپا نگاه میکنیم که به شدت بر تئاتر مدرن امروز تأثیر گذاشتن. نگاهی نزدیک به دو تا از رادیکالترین و تأثیرگذارترین نمایشنامهنویسان اروپایی قرن نوزدهم، که به طرز عجیبی دشمنان جاودانه بودن. هنریک ایبسن از نروژ و آگوست استریندبرگ از سوئد تئاتر رو تغییر دادند، در میانه جنگهای نفرت از همدیگه.
آمادهباشید برای مدرنیسم روسی. مایک درباره نمایشنامهنویسی کاترین بزرگ، نمایشهای آنتوان چخوف، تئاتر هنر مسکو و نظریههای بازیگری استانیسلافسکی بهتون یاد میده. همهچی خیلی واقعی و خیلی مدرن هست. از دیدگاه رئالیسم و مدرنیسم.
آمادهباشید که وحشت کنید و به چهره عاری از انسانیت، در گراند گینیول نگاه کنید. مایک روگنتا درباره یکی از وحشتناکترین فصلهای تاریخ تئاتر بهتون یاد میده. گراند گینیول یک تئاتر فرانسوی بود که از اواخر قرن نوزدهم تا ۱۹۶۲ در پاریس فعالیت میکرد. گروهی که به رهبری نویسندگانی مثل آندره دو لورد و آلفرد بینه، نمایشهای تاریک، خشن و خونینی رو اجرا میکردن که پیشدرآمد رسانههای ترسناکی بودند که امروز دوست داریم مصرف کنیم. درباره افکتهای صحنه، میکاپ و شاید حتی اینکه چرا انسانها دوست دارند به تاریکی زل بزنند و خودشان رو بترسانند یاد میگیرید.
رنسانس ایرلند، در اوایل قرن ۲۰ شامل تعدادی از نمایشهای جدید بود که هم در ایرلند و هم توسط مهاجران ایرلندی در جاهای دیگر نوشته شده بود. ویلیام باتلر ییتس، لیدی آگوستا گِرگوری و جان میلینگتون سینگ در حال ایجاد یک تئاتر ملی جدید برای ایرلند در تئاتر اَبی بودند. اونها اغلب داستانهایشون رو از بافت زندگی ایرلندی میگرفتند. اسکار وایلد و جورج برنارد شاو هم در همین حین آثار مهم (و اغلب خندهدار) را در صحنه جهانی مینوشتند.
ببینید. سکه. توسعه. پودر. انباری. خاک. درست حدس زدید، وقتشه که به دنیای تصادفی ها بریم، چون داریم درباره تئاتر دادا صحبت میکنیم که از سمبولیسم سرچشمه گرفت و تئاتر سوررئالیستی که بعد از دادا اومد. درباره موریس مترلینگ، پل فورت، لونیه پو، آندره برتون و آلفرد ژاری و نمایش معروفش، شاه اوبو یاد میگیرید. در این مسیر، حقایق جالب زیادی یاد میگیرید. مثلاً، کوکتل مورد علاقه ژاری از عرق، سرکه و جوهر درست میشد. نمیخوایم بهتون دیکته کنیم، اما هرگز چیزی شبیه به این ننوشید.
به ما ملحق شید، در تاریکی. سفر تئاتری ما امروز ما را به قلب اکسپرسیونیسم میبره، جایی که نمایشنامهنویسان در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ به بررسی محدودیتهای تحمل انسانها برای یک دنیای مکانیزه و صنعتی پرداختند. هشدار: اون نمایشنامهنویسان فکر نمیکردند انسانها در دنیای صنعتی خیلی خوب عمل کنند. اونها این نگرانی رو درباره مدرنیته از طریق نمایشهای نسبتاً تاریک، با صحنههای تاریک و محتوای تاریک ابراز کردند.
وقتشه که برگردیم… به آینده. منظورم اینه که داریم به گذشته برمیگردیم تا درباره فوتوریسم صحبت کنیم. که به نظر میرسه جالب باشه، اما توسط این آدم وحشتناک مارتینتی آغاز شد که همچنین بیانیه فاشیستی ایتالیا رو نوشت. واقعاً بدترین بود، اما حداقل به طوری بد بود که ویدیوی جالبی بسازه. همچنین با تئاتر روسی چک میزنیم و درباره فیوچریست مهربانتر، وسولد مایرهولد که در ساختگرایی هم تأثیرگذار بود، یاد میگیریم. پس آماده باشید که ماشین معنی رو روشن کنید و یاد بگیرید!
در اوایل قرن ۲۰ در ایالات متحده، تولیدات بزرگ ملودرامی در برادوی و در سرتاسر کشور وجود داشت. که به طور حتم منجر به یک واکنش آوانگارد شدن. یکی از جالبترین بخشهای این واکنش، تئاتر کوچک بود، حرکتی که اشکال درام کوچکتر، احساسیتر و کمسودتر رو در آغوش میگرفت. یکی از شاخصترین نمایندگان تئاتر کوچک، یوجین اونیل بود که با نمایشهای انقلابی مثل “یخفروش میآید” و “سفر طولانی روز به شب” چشمانداز تئاتری رو تغییر داد.
در دهه ۱۹۲۰، شکوفایی تمامگونهای از هنرهای تولید شده توسط آفریقایی-آمریکاییها در محله هارلم نیویورک بود. بگذارید بهش بگیم رنسانس. در حالی که همه هنرها در حال شکوفایی بودند، چیزهای فوقالعاده جالبی در تئاتر در حال وقوع بود. نویسندگانی مثل لنگستون هیوز و زورا نیل هرستون در حال نوشتن نمایشها بودند و گروههای تئاتر سیاهپوست بیشتر از هر زمان دیگری تماشاگران بزرگتری جذب میکردند.
دهه ۱۹۳۰ در ایالات متحده برای اشتغال در تمام صنایع وضعیت بدی بود و تئاتر هم استثنا نبود. به عنوان بخشی از قرارداد جدید روزولت، اداره پیشرفت کار، بخشی به نام پروژه تئاتر فدرال ایجاد کرد. این سازمان گروههای تئاتری در سرتاسر کشور ایجاد کرد تا بازیگران و عوامل رو به کار برگرداند. نمایشها رایگان بودند و به لطف مدیران با فکر پیشرو، بسیاری از اونها واقعاً جالب بودند. همچنین امروز درباره تئاتر گروپ یاد میگیرید. اونها گروه بسیار تأثیرگذاری هستن با نامی کاملاً خستهکننده.
من منظور بدی ندارم، ولی امروز میخوایم بیرحم باشیم. این تئاتر شقاوت، توسط نابغه آنتونن آرتو در فرانسه در دوره بین جنگها در قرن بیستم بنیانگذاری شد. تئاتر شقاوت قرار بود تماشاگران رو وادار کنه به دیدن توهمات خندهدار زندگیهای بورژواییشون. آیا سرگرمکنندهست؟ نه همیشه. آیا تأثیر زیادی داشت؟ قطعاً.
آمادهاید که چیزی درباره دنیا یاد بگیرید؟ پس آمادهاید برای برتولت برشت و ایدههاش درباره تئاتر حماسی. برشت میخواست تئاتر رو به عنوان ابزاری برای ناراحت کردن و آموزش دادن درباره چیزهایی مثل مبارزات طبقه کارگر و جنبههای مشکلساز سرمایهداری ببینه. اون میخواست مردم رو شگفتزده کنه تا دنیا رو همونطور که هست ببینن و اقدام کنن، نه فقط تماشاچیها رو سرگرم کنه. اما، اشتباه کرد و داستانهای خیلی سرگرمکنندهای نوشت، با موسیقیهای خیلی قشنگی که توش بود. و در نهایت، مردم به جای اینکه زنجیرهای یک نظم اجتماعی سرکوبگر رو پرت کنن، شروع به سوت زدن آهنگ «Mack the Knife» کردن. انصافاً، این یه ملودی قشنگه. امروز درباره برشت، تئاتر حماسی و کمی هم درباره کمیته فعالیتهای غیر آمریکایی یاد خواهید گرفت. چون اون بیعرضهها برشت رو توی ۱۹۴۸ کشیدن بالا تا ازش درباره کمونیست بودنش بپرسن.
آماده باشید که عجیب غریب بشید. مایک روگنتا به شما درباره تئاتر ابزورد یاد میده، یک واکنش نمایشی از دهه ۱۹۵۰ به رویدادهای ناگوار دهه ۱۹۴۰. شما درباره ژان ژنه، اوژن ایونسکو، ساموئل بکت و جنبش نمایشی که همهمون رو منتظر «گودو» گذاشت یاد خواهید گرفت.
میریم برادوی، بچهها، و قراره خیلی هم سرگرمکننده نباشه. در واقع، این یک تجربه خیلی جدی خواهد بود با کلی نظر اجتماعی قدرتمند و انتقادات از زندگی در آمریکا توی دهه ۱۹۵۰. پس آمادهاید که به آثار تنسی ویلیامز، آرتور میلر و لورین هنزبری نگاه کنید و به چهره بیماریهای مزمن، نژادپرستی و کسالت شکننده زندگی طبقه متوسط آمریکایی نگاه کنید؟ اوف.
تا اواسط قرن بیستم، کانون تئاتر آمریکایی، منطقه تئاتر برادوی توی نیویورک، داشت به یک مکان خیلی خنثی و تجاری تبدیل میشد. کلی پول از نمایشهای با اعتبار و ریوهای رقص به دست میومد و جایی توی تئاترهای نسبتاً کمی برای کارهای غیر تجاری و تند وجود نداشت. اینجاست که آف برادوی وارد میشه.
تئاتر فقیر و تئاتر سرکوبشدگان دو جنبش تقریباً همزمان بودن که برخی اهداف مشابهی داشتن. تئاتر بی چیز یا فقیر یرژی گروتوفسکی استفاده از نور، دکور، لباس، آرایش و بسیاری از دیگر الزامات “تئاتر ثروتمند” رو کنار گذاشت. تئاتر سرکوبشدگان آگوستو بوال در برزیل به چالش ایدههایی که درباره چگونگی نوشتن و اجرا کردن نمایشها بود، پرداخت و مرز بین بازیگران و تماشاچیان رو محو کرد.
صحبت کردن درباره تئاتر آفریقا بخاطر استعمار سخته. آفریقای پیش از استعمار خونهی خیلی از زبانهای گفتاری بود و نه به اندازه کافی زبانهای نوشتاری. زنجیره سنت شفاهی به خاطر سیاستهای استعماری شکسته شد و خیلی از سنتهای پیش از استعمار گم شد. امروز، ما درباره برخی از سنتهای رقص و تئاتر آفریقا صحبت خواهیم کرد و به تئاتر پس از استعمار در سرتاسر قاره نگاه خواهیم کرد.
این همون چیزیه که منتظرشیم! میریم سراغ دیدن خواننده و رقصنده های موزیکال روایی برادوی. اوکلاهما! در شهر! آنی، تفنگت رو بگیر! همچنین، فقط آنی! امروز شما درباره توسعه موزیکال روایی برادوی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم یاد خواهید گرفت و درک خواهید کرد که این فرم چطور توی دوران طلایی برادوی توسعه پیدا کرد.
زمان آموزش | 10 ساعت و 12 دقیقه |
---|---|
تعداد دروس | 50 درس |
حجم | 9.17 گیگابایت |
مدرس | Mike Rugnetta |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.